العلامة المجلسي
616
حياة القلوب ( فارسي )
قول كفر است . سعد گفت : پس بفرما يا مولاي من تأويل اين آية را . فرمود : چون موسى در وادى مقدس در آمد گفت : پروردگارا ! من خالص گردانيدهام محبت خود را از براي تو ، وشستهام دل خود را از لوث خواهش ماسواى تو ، وهنوز محبت اهلش در دل أو بود ، پس حق تعالى فرمود : بكن نعلين خود را ، يعنى از دل خود بكن ودور كن محبت أهل خود را اگر راست مىگوئى كه محبت تو براي من خالص گرديده است ودل تو به ما سواي من مشغول نيست « 1 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : مراد از كندن نعلين برداشتن دو ترس است كه در دل آن حضرت بود : يكى ترس ضايع شدن اهلش كه زوجهء خود را در درد زائيدن گذاشته بود وبراي تحصيل كردن آتش آمده بود ، وديگرى ترس از فرعون ، يعنى چون در وادى أيمن حفظ مائي بايد كه از مخاوف دنيا أيمن باشى « 2 » . پس ممكن است كه آن روايت أولى كه موافق روايات عامه است بر وجه تقيه وارد شده باشد . وثعلبى روايت كرده است كه : در شبى كه حق تعالى موسى عليه السّلام را به پيغمبرى مبعوث گردانيد پيراهنى پوشيده بود كه به جاى بند ، خلالى بر آن زده بود ، وجبّه وجامههاى أو از پشم بود ، وحق تعالى با أو سخن مىگفت ومىفرمود : اى موسى ! برو با رسالت من وتو را مىبينم وبر أحوال تو مطّلع وقوّت ويارى من با توست ، تو را مىفرستم بسوى مخلوق ضعيف خود كه طاغى شده است از بسيارى نعمت من ، وأيمن گرديده است از عذاب من ، ودنيا أو را مغرور گردانيده است به مرتبهاى كه انكار حقّ من وپروردگارى من مىكند ، وگمان مىكند كه مرا نمىشناسد ، بعزت وجلال خود سوگند مىخورم كه اگر نه آن بود كه مىخواهم حجت خود را بر خلق تمام كنم هرآينه غضب مىكردم بر أو غضب كردن
--> ( 1 ) . احتجاج 2 / 528 ؛ كمال الدين وتمام النعمة 460 . ( 2 ) . علل الشرايع 66 .